درباره نویسنده
سحر
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • سحر
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • سال نو مبارک
  • اولین عکس
  • اسلام عليک يا ابا عبد الله الحسين (ع)
  • چند روز پيش
  • صدای پای محرم می آید
  • عيد ۱۳۸۲
  • دود مي خيزد
  • مشكلات فرهنگيان !!!
  • حسرت
  • ميترسم!؟
  • لطفاٌ اينجا تشريف بياريد
  • تنگ دلم ...
  • من برگشتم!!!
  • حكايت پير مرد و تركه برداشت دو!!
  • فقط همين!!!
  • تقصيرو مقصر!!!
  • سرنوشت
  • دختر لج باز
  • سلام دوباره!!!
  • آخرين ياداشت من در ....
  • استراحت
  • بدون شرح...
  • از دست اين پرشين بلاگ ...
  • گپ دوستانه
  • عاشورا...
  • تاسوعا و عاشورا ...
  • شما هم دعا کنيد
  • گلچین ...
  • زلزله ...
  • صندوچه خاطرات
کلمات کلیدی مطالب
  • سحروب (۱)
  • ایرانی (۱)
  • دختر (۱)
  • سحر (۱)
  • عیدتان مبارک (۱)
  • عید 92 (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اسفند ٩٠
  • فروردین ۸٧
  • دی ۸٦
  • آبان ۸٦
  • دی ۸٥
  • اسفند ۸٢
  • آبان ۸٢
  • شهریور ۸٢
  • امرداد ۸٢
  • تیر ۸٢
  • خرداد ۸٢
  • اسفند ۸۱
  • بهمن ۸۱
  • دی ۸۱
  • آذر ۸۱
  • آبان ۸۱
دوستان من
  • سحر در بلاگر
  • سحر در بلاگ اسکی
  • سایت مرجع متخصصين ايران
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



سحر وب
سال نو مبارک
نویسنده: سحر - یکشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٠

بعد از سال ها خواستم سری به این وبلاگ از یاد رفته بزنم و بنویسم عیدتان مبارک درسته هنوز دو روز مانده اما بوی عید را میشه توی سوز سرمایی که بینی آدم را می سوزنه احساس کرد! آفتاب درخشان توی آسمونه اما مگه میشه از ماشین پیاده شده ... امروز روز خوبی بود اما فقط از پشت شیشه ماشین!!!

نظرات ()



اولین عکس
نویسنده: سحر - شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٧
اولين عكس

يادش بخير اين عكس اولين عكسي كه از اينترنت دانلو كردم و چون اولين بارم بود كه تونسته بودمبه اينترنت دسترسي پيدا كنم برام خيلي با ارزش بود! آنقدر با ارزش كه بعد از گذشت 10 سال هنوز آن را دارم و ميدانم كه از كجا گرفتمش!



تو كيستي ، كه من اينگونه ، بي تابم ؟
شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم.

تو چيستي، كه من از موج هر تبسم تو
بسان قايق سر گشته، روي بر گردابم!

تو را در كدام سحر ،بر كدام اسب سپيد؟
تو را كدام خدا ؟
تو از كدام جهان؟
او در كدام كرانه، تو از كدام صدف؟
تو در كدام چمن، همره كدام نسيم؟
تو از كدام سبو؟

من از كجا سر راه تو آمدم ناگاه!
چه كرد با دل من آن نگاه شيرين ، آه!
مدام پيش نگاهي، مدام نگاه!

كدام نشاه دويده است از تو در تن من؟
كه ذره هاي وجودم را كه مي بينند،
به رقص مي آيند،
سرود مي خوانند!

چه آرزوي محالي است زيستن با تو
مرا همين بگذارند يك سخن با تو:

به من بگو كه مرا از دهان شير بگير!!
به من بگو كه برو در دهان شيربمير!
بگو برو جگر كوه قاف را يشكاف!
ستاره ها را از آسمان بيار به زير؟

ترا به هرچه تو گويي ، به دوستي سوگند
هر آنچه از من بخواه ، صبر مخواه.

كه صبر ،را درازي به مرگ پيوست!
تو آرزوي بلندي و، دست من كوتاه!
تو دوردست اميدي و پاي من خسته ست.

همه وجود تو مهر است و جان من محروم
چرا چشم تو سبز ست و راه من بسته است.


(فريدون مشيري)
18155

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »